زنگنه
معینالدین نطنزی, زنگنه را جزو قلمرو اتابکان لر محسوب میکند و زنگنه را جزو طوایفی نام میبرد که به حکم اتابکان لر گردن گذارده بودند -تذکره الملوک ایل زنگنه را در مجموعهای مرکب از ایلات کرد و لر نام میبرد-شرفنامه بدلیسی امرای کرد ایران را به چهار شعبه مشتمل دانسته که زنگنه یکی از آن هاست- بسیاری از نویسندگان معاصر نیز در کرد بودن زنگنه تردید نکرده اند.
دربارهٔ وجه تسمیهٔ زنگنه اقوال گوناگون است. برخی منابع این نام را برگرفته از نام مکانی میدانند که این ایل در آن جا میزیست- برخی نام زنگنه را منبعث از زنگه شخصیت افسانهای در حماسه ملی ایران میدانند- زنگنهها خود را بازمانده زنگه میدانند-مردوخ کردستانی خاستگاه زنگنه را کردستان عراق دانسته و زنگنه عراق را ساکن کرکوک و خانقین, در اطراف کفری و ابراهیم خانمی و اراضی سوماک میداند- همه منابع مربوط همداستانند که ایل زنگنه به منظور یاری پادشاهان صفوی از منطقه اصلی خود کوچیده و در منطقه جدیدی سکنی گزیدهاست. آنها شاه اسماعیل اول را در جنگهایش یاری داده اند- زمان مهاجرت زنگنه به داخل قلمرو ایران دقیقا مشخص نیست.
نویسندهای زمان مهاجرت زنگنه را پس از حمله مغول میداند و به قول او آنها در این زمان مجموعا سیصدهزار نفر میشدند که به صحرای قراباغ در شمال آذربایجان کوچیدند و در آن جا حکومتی تشکیل دادند- اما عمده منابع گواه آن است که مهاجرت زنگنه همزمان با تشکیل دولت صفوی توسط اسماعیل اول بوده است- هم چنین گفته شده ایل زنگنه پس از ورود به ایران در کرمانشاه سکنی گزیدند- به هرحال افراد ایل زنگنه در زمان اسماعیل اول سیادت وی را پذیرفتند و تحت فرمان وی درآمدند و نزد وی به مقامات بالا رسیدند.
ایل زنگنه در رکاب شاه اسماعیل در جنگهای متعدد وی به ویژه با عثمانیها شرکت کرد. یکی از این جنگها جنگ چالدران بود- در زمان تهماسب اول نیز چندتن از سرداران کرد زنگنه سلیم خان زنگنه و حیدرخان زنگنه به فرماندهی اسماعیل میرزا- با عثمانیها جنگیدند- شاه تهماسب برای تقویت مرزهای شرقی ایران در مقابل تهاجمات ازبکها برخی کردهای زنگنه را به خراسان منتقل کرد-ایل زنگنه هم چنین در زمان سلطان محمدشاه در جنگهای ایران و عثمانی در قراباغ با عثمانیها نبردکرد-در سال ۵ـ۷/۹۸۴ـ۱۵۷۶ یعنی زمان شاه محمد, افرادی از ایل زنگنه به عنوان حاکم سنقر و کرمانشاهان منصوب شدند که حکومت آنها بر آن جا تا قرن هفدهم میلادی -دوامآورد- در زمان عباس اول افراد ایل زنگنه در حکومت, سپاه و دارای موقعیتی بودند یکی از این افراد علی بالی زنگنه بود که شاه عباس او را نزد الله وردی خان فرستاد تا احکام شاه عباس را مبنی بر فتح بغداد به او برساند-در زمان عباس اول به هنگام عزیمت وی به منظور سرکوبی ملوخان اردلان و تسخیر کردستان علی بالی بیگ زنگنه که سابق جلودار ویژه شاه عباس بود واسطه ایجاد صلح بین شاه عباس و ملوخان شد. ملوخان تحت تأثیر سخنان علی بالی بیک, تسلیم شاه عباس شد و خلعت گرفت. بعدها در زمان خان احمدخان اردلان پسر ملوخان مجدداً ماموریت کردستان یافت, چراکه خان احمدخان به دولت عثمانی ملتجی شده بود و از آنها کمک دریافت میکرد تا به تصرف کردستان دست یازد-علی بالی بیک هم چنین مدتی در زمان عباس اول, امیر خراسان بود-علی بالی بیک به تاریخ ۱۶۱۸م۱۰۲۸/ق از مقام جلوداری به منصب امیرآخورباشی ارتقا یافت-تا سال ۱۰۴۷ق در این مقام باقی ماند و در این سال منصب مزبور به شیخعلی خان پسرش انتقال یافت- اما پیش تر از وی برادرش شاهرخ سلطان به این مقام منصوب شده بود-نویسندهای سال انتصاب شاهرخ سلطان را به مقام امیرآخورباشی ۱۶۳۲م۱۰۴۴/ق دانسته است- در سال ۱۰۴۷ شیخعلی خان به جای وی که به امارت ایل زنگنه ارتقایافته و حاکم سنقر, هرسین, کرمانشاه, بیستون و کلهر شده بود - به مقام امیرآخورباشی رسید. البته, شاهرخ سلطان سالها پیش از آن, در سال ۱۰۳۹ق به امارات خواف منصوب گردیده بود - شاهرخ سلطان در نهم جمادی الاولی ۱۰۴۹ق درگذشت و به جایش شیخعلی خان به امارت زنگنه منصوب گردید. به جای وی نیز برادرش نجفقلی بیک به مقام امیرآخورباشی جلو رسید-در منابع آمدهاست که علی بالی بیک یکی از ملاکین بزرگ کرمانشاهان بود این که ملک کرمانشاهان ملک شخصی و خریداری شده علی بالی بیک بوده و یا این که از طرف شاهان صفوی به سبیل تیول به وی واگذار شده بود, مشخص نیست - البته نویسنده عباسنامه, کرمانشاه را تیول زنگنه معرفی می کند - در این که علی بالی خان دارای روستاهای متعدد در غرب ایران بود تردیدی نیست, چنان چه نویسنده خلاصه السیر اشاره به یکی از آنها به نام سرخآباد دارد -در زمان شاه عباس دوم افراد خاندان زنگنه هم چنان راه ترقی را پیمودند. در این میان نجفقلی خان به عنوان فرمانده بخشی از سپاه در مرزهای شرقی ایران خوش درخشید. وی در قضیه محاصره قندهار به جد ایفای خدمت کرد و مورد لطف شاه قرار گرفت - نجفقلی بیک در زمان شاه عباس دوم با وجود آن که آغاز خوبی داشت و پیوسته مورد لطف شاه بود, اما سرانجام مغضوب شاه واقع شد و از دستگاه حکومت طرد گردید. اما با جلوس شاه سلیمان دوباره مورد لطف دربار قرار گرفت -در سال ۱۰۵۵ق شهر خواف در خراسان به اقطاع دوستعلی خان زنگنه داده شد - در سال ۱۰۵۷ق دوستعلی خان از زمره امرایی بود که در محاصره قندهار شرکت داشتند - در سال ۱۰۵۸ق حکومت ولایت گرمسیر با توابع و ملحقات و مضافات به دوستعلی خان حاکم ایل زنگنه که در این وقت تیولدار ولایت خواف و باخرز خراسان بود داده شد - از سال ۱۶۵۳م۱۰۶۴/ق به بعد شیخعلیخان زنگنه, خان ایل کلهر و تیولدار سنقر و کرمانشاه شد- با مطالعه منابع متوجه میشویم که آبادانی کرمانشاه عمدتاً توسط شیخعلیخان زنگنه صورت گرفت, چراکه در سال ۱۰۰۴ق کرمانشاه به نام مزرعهای معروف بود, اما در نیمه دوم قرن یازدهم هجری کرمانشاه عمران و آبادی خود را ازسر گرفت و شیخعلی خان از زمان عباس دوم در عمارت آن بسیار کوشید - شیخعلی خان به سال ۱۰۶۶ق حکومت سنقر و دینور را نیز در دست داشت - روی هم رفته باید گفت که ایل زنگنه در دورهٔ شاه عباس روز به روز بر اهمیت خود افزود و مناصب نسبتاً والایی به دست آورد و مسیری را که از زمان اسماعیل اول در آن گام نهاده بود با سرعت بیش تر طی کرد و به مقصد نهایی, که رسیدن به قدرتمندترین منصب بعد از منصب شاه باشد, نزدیک شد.
در زمان شاه سلیمان و به ویژه پس از رسیدن شیخعلیخان زنگنه به وزارت عظمی, ایل زنگنه بسیار قدرتمند شد و کارگزاران بسیاری از ولایات (اعم از ممالک و خاصه) از ایل زنگنه تعیین شدند. چنان که در سال ۱۰۸۶ق طایفه زنگنه به معیت حسینعلی خان زنگنه که به حکومت بهبهان و کوه گیلویه منصوب شده بود, به بهبهان رفتند و پشت کوه را قشلاق و پیش کوه را ییلاق خود قرار دادند -در زمان نادرشاه (حک : 1148ـ1160 ق.) طایفه های کردزنگنه (شامل طوایف کرد، زنگنه و کردزنگنه ) از کرمانشاهان به منطقة جانکی کوچ کردند.
اگر انسانها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است محبتهایشان نامحدود میشود.
